به گزارش خبرگزاری حوزه، متأسفانه بعضی واژهها در زندگی آنقدر برایمان تکراری و کلیشهای شدهاند که دیگر حوصلهای برای درنگ و تأمل در آنها نداریم؛ چه رسد به اینکه بخواهیم معنای واقعیشان را در زندگی جستوجو کنیم. به زبان خودمانی برخی واژهها، دیگر ارج و قربی پیش ما در زندگی ندارند. یکی از همین واژههای مهم را باید در لابهلای پاسخ به این پرسش جستوجو کرد:
«بهراستی، برای داشتن یک شروع موفق، پیش از هر چیز به چه چیزی نیاز داریم؟»
واقعیت و داستان زندگی بسیاری این چنین شده است که تو داری عبور میکنی و میبینی که یک مشت آدم با شتاب آجرها را بالا میاندازند و بارها را به دوش میکشند و چیزی میسازند. سلام میکنی و میپرسی:
* چه میکنید؟
جواب میشنوی: نمیدانیم.
* آیا باید اینجا دیوار کشید؟
نمیدانیم.
* پس چه میکنید؟
جواب: تو راه بیفت، راه به تو میگوید چه بکن. تو شروع بکن تا بفهمی چگونه باید ادامه دهی. و تو با تعجب و خنده میگویی پس حرکت معکوس دارید؟! یعنی اول میسازید، سپس نقشه میکشید، و پس از آن معلوم میکنید چه میخواستید؟ یعنی اول، عمل؛ بعد، هدف و طرح؟! حقیقتا این بیحساب و کتاب راه افتادنها، واقع گرایی است؟ حرکت بکن، راه به تو میگوید، این حرفها یعنی چه؟! (علی صفایی، آیههای سبز، ص۱۴۴)
درس بزرگی که بسیاری از زندگیهای موفق و یا شکست خورده بالاتفاق به انسان میدهد این است: که اول باید دید و بعد آمد. در متن تاریکیها و بحرانها باید طرح و برنامه ریزی کرد و در طلوع خورشید باید گام برداشت.
اینکه تعیین هدف، زمان بسیاری میطلبد و یا مشورتهای فراوانی از انسانهای راه پیموده میخواهد چیز عجیبی نیست.
عجیب و بهت آور این است که تو در یک مسیر مه آلود و بدون فانوس روشنی بخش حرکتی را شروع کنی و خود را تا لبه پرتگاه و هلاکت برسانی.
یکی از عمده دلالیل وجود سردرگمی و حتی افسردگی در بسیاری از فراغ التحصیلان رشتههای مختلف و یا شاغلین در شغلهای گوناگون، همین نکته است؛ حرکت معکوس.
لذا برای انکه افسوسها و حسرتها به خاطر فرصتهای از دست رفته در زندگیها کمتر شود حضرت امیرالمؤمنین چنین راهنمایی فرمودند:
«التَّدبیرُ قَبلَ العَمَلِ یُؤمِنُکَ مِنَ النَّدَمِ»
عاقبت اندیشی پیش از عمل ، تو را از پشیمانی در امان می دارد
[ عیون أخبار الرّضا علیه السلام ، ج ۲ ، ص ۵۴ .]
که البته توکل به خدا و اخلاص و ... از دیگر مواردی است که در جای خود باید به آن پرداخت.










نظر شما